رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

رونوشتی از این چند روز

 هفته گذشته بابا حسن  با یه عالمه سوغاتی های خوب خوب اومد  و  رادوین  سفارش خوراکی هم داده بود  همین که بابا حسن اومد زودی  سوغاتی های رادوین رو براش اورد   یه کتونی خوشگل  و 3 تا بلوز  ........  این هفته خیلی   در گیر کارهای شخصی بودم   چون برای راجر و لیز و توماس   کیف چرم دوختم و قراره براش پست کنم .  و فهبمه جون  اومد خونمون و کیف رو بهم اموزش داد  .  ممنونم فهیمه جون .   اولین دستم بود  امیدوارم که خوششون بیاد .    چند روزی درگیر این کار بودم   تا اینکه با متین و مهسا   روز پنجشنبه راهی تهران...
9 شهريور 1393

پایان 27 ماهگی

این  شیرین زبونی رادوین  ما رو تا مرز جنون میبره توی توالت باید خودش دستمال برداره ٬ خودش رو خشک کنه ٬ سیفون بکشه و دستش رو بشوره ! موقع خواب باید دستم تو دستش باشه و دوست داره به آرومی قلقلکم بده   تا بخوابه. رادوینم نفست آرومم میکنه . در کل رادوین  من به شکرانه ی روز و شب  بزرگ شده . خواسته هاش رو به طور کامل میگه . جمله بندی اش با توجه به ۲ زبانه بودنش خیلی خوبه . از امروز تو  توالت  قراره  یه سری نقاشی به دیوار بچسبونیم  و کتابهای مورد علاقه رادوین رو اونجا بزارم تا بیشتر تشویق بشه به دستشویی رفتن .و پروژه پوشک گیری. خدای پر از ستاره ام ...از مستی عاقلم نکن ...بزار مس...
9 شهريور 1393

یه روز خوب , اولین روز ویجیترین (گیاه خواری )

  اول از همه به احسان عزیز تبریک میگم  چون تو امتحانات  اجرای  نظام مهندسی  قبول شد و ما رو خوشحال کرد احسان  همیشه موفق باشی . دیروز تولد کوروش خان  دعوت شده بودیم  ولی چون ساعت خواب رادوین  بود  احسان گفت که پیش رادوین  میمونه و از من خواست که به تولد برم  و شاد باشم  و جا داره که از همسر نمونه هم تشکر کنم بخاطر این همه لطف ومهربونیش  و من و خاله نگین و مامانم برای اولین بار تجربه رانندگی تو اتوبان رو چشیدیم وتا زیباشهر رفتیم . و کار دسر وژله هم با خاله نگین بود     خیلی روز خوبی بود   برای کادو مونده بودیم که چی بخ...
1 شهريور 1393

اب و اتش و اب بازی

آفتاب  این روزها  ذوق پسره 2 سال و 3 ماهه ام رو به وجد میاره . شازده عاشق آفتاب بعد از بارون . برای پیدا کردن رنگین کمونه . با هم میخونیم : همونی که هفت تا رنگه . همون که رنگهاش قشنگه . چشمهای پسره 2سالو 3 ماهه ام میدرخشه ! چقدر ریلکس بودن خوبه . این روزها ما 3 تا  حسابی ریلکس هستیم و داریم  خوش زندگی میکنیم . بی خیال همه چی .   .   شیرین زبونی شاهزاده من  روزهامون رو شیرین تر میکنه .  دیروز با هم بیرون بودیم  و چند تا برگ درختهای مختلف رو با هم از روزمین برداشتیم و اوردیم خونه . به رادوین  اموزش دادم که نباید برگ درخت رو بکنه . برگهایی که زمین افتاده ...
31 مرداد 1393

رونوشتی از برنامه این هفته

 سلام قند عسلم سلام دوستای نازنینم   برنامه منظم برای خودمون درست کردیم  تا رادوین قند عسلم  نظم رو  خودش حس کنه .  چهارشنبه ها نقاشی آزاد . پنج شنبه ها خلاقیت و کشف طبیعت . جمعه ها بازی های فکری و موسیقی . . شکل شخصیتی ش روز به روز برای من احسان  مشهود تر میشه . رفتارها . احساسات . برخوردها و نگرشهای خاص خودش رو داره . نگاه خاص و پرسش گرانه ش باعث میشه بیش از بیش روی حرکاتش زوم کنم . باعث شده بیشتر روی حس هاش کار کنم . با تموم خستگی های روزانه باید کاری رو که شروع کردم تموم کنم .  اونم پرورش صحیح پسرم . امیدوارم که بتونم از این کار سخت  موفق بیرون بیام .  ...
28 مرداد 1393

اموزش عشق به کودک

چگونه میتوان عشق ورزی و عشق پذیری را به  کودک  آموخت ؟ این روش به نظرم خیلی کمکتون میکنه . من  دارم این روش رو انجام میدم امیدوارم موفق باشم . اولین پایه اساسی عشق ورزی و عشق پذیری آن است که تا هشت سالگی ، پدر و مادر این عشق را در وجود ما بکارند . و این خود چهار شرط اصلی دارد: ۱- پدر و مادر عاشق یکدیگر باشند . ۲- پدر و مادر به عشق بدون قید و شرط که تنها نوع عشق میان فرزند و والدین میتواند باشد، باور داشته باشند، یعنی او را فقط به خاطر اینکه هست بخواهند ، نه به خاطر اینکه خوب است یا درس میخواند. ۳- کودک مهم باشد نه اینکه برای او وقت صرف کنند بلکه به این معنی که عقیده، نظر و خواسته او به همان اندازه مهم باشد که خوا...
27 مرداد 1393

بدون عنوان

 سلام پسر نازم و دوستای خوبم   دو سه روز هست که دلمون حسابی گرفته    اخه همه دور و برمون  نیستن و رفتن مسافرت .   مادرو  خاله اعظم  که همه راهی تربت حیدریه شدن و رفتن خونه  حاج اقا بزرگ  برای تسلیت   فوت پسرش. و یه گشت و گذاری   تو مشهد  میکنند و هفته ای دیگه برمیگردن.   قرار بود که ما هم بریم تربت ولی برنامه مون هیچ ساله جور نمیشه .  و بابا حسن رو هم راهی  کردیم  و رفت گرجستان وو تا 11 روز نیست  امیدوارم که  با موفقیت به قله صعود کنند . اون شب که میخواست بره ما خیلی دلتنگ شده بودیم  و رادوین همش تو بفل بابا حسن بود.  ...
21 مرداد 1393